|
|
 |
اين ماجرا واقعيست!! |
 |
| |
اين داستان برگرفته از يك اتفاق كاملاً واقعيست كه امسال براي يكي از رفقا پيش آمد)؛ به نزديكي هاي خونه رسيده بود كه ديد چند نفر وسايل خونشو بار زدن دارن مي برن. دزد بودند. دنبالشون كرد اما موفق نشد بهشون برسه. به همين خاطر پاسگاه اونو دستگير كرد به جرم طراحيِ يك سرقت ساختگي. البته اول بهش ميگن كه يك بازجويي ساده است اما... اما همينكه پاش به پاسگاه باز شد فهميد كه اينجا جو فرق مي كنه. قبل از اينكه ببرنش بازجوئي بردنش توي يه اتاق ، گفتن لُخت شو تا تفتيشت كنيم. ولي اون كه متهم نبود ، فقط صحنه دزدي رو ديده بود و مي خواست دزدا رو گير بندازه. حاضر نشد اينكار رو بكنه ، مجبورش كردن. فقط يه شورت پاچه كوتاه پاش بود. دست و پاش رو زنجير كردند....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت 22:55  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
هنوز خیلی ها شاهنشاهی اند! |
 |
| |
آمریکایی بود. آمده بود ایران . خودش می گفت : (( رفتم پیش فلان کس ، همان جایی که قبل از انقلاب رفتم پیش هویدا . وقتی یک آقایی آنجا با دستکش جلوی من چایی گذاشت ، یک لحظه ذهنم رفت به دوران شاه ، پذیرایی از من با همین دستکش با همین آقا و در همین جا . زمان شاه هم همینطور از من پذیرایی کرده بودند. با خودم گفتم پس هیچ چیز تغییر نکرده ، کماکان همه شاهنشاهی هستند!! فقط فرم عوض شده نه محتوا!
+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 15:18  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
پوزش به علت تأخير در آپ كردن! |
 |
| |
از اينكه مدت زيادي آپ نبودم از همه عزيزان معذرت مي خواهم! بالاخره بايد قبول كرد كه گاهي عدالت اقتضا مي كند كه كمي هم به دروس و امتحانات دانشگاهمون هم برسيم، نظر شما غير از اينه! به هر حال به زودي دوباره فعاليتم رو شروع مي كنم. بازهم به سنگر ما سر بزنيد.
+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 0:55  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
مسكن ، حق من است!! |
 |
| |
بعد از بیست سال آزگار اجاره نشینی تو تهران انتظار داشتی حالا چی گیرم بیاد؟ یه آپارتمان چند طبقه که توی یه طبقه اش خودم بشینم و بقیه اش رو هم بدم بچه هام بشينن با عيالات! اما اینها همه اش فقط خیاله! چون من نتونستم همون خونه اجاره ای یه خودمو هم داشته باشم! آخرین خونه رو که از من گرفتند مجبور شدم اسباب اثاثيه رو ببرم کرج! دولت آبادش! می دونی کجاست؟ کرجی ها بهش می گن پائین شهر! یه خورده از زور آبادش پُرزور تره! حالا هر روز صبح بعد از نماز باید لباس بپوشم و بدون صبحونه خودمو توی اولین مترو بچپونم!
***** مسكن حق من است!!
+ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 0:57  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
بازخواني تفكرات امام (ره)(راه سعادت و عزت) (1) |
 |
| |
+ آنها كه تصور ميكنند مبازره در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي مبارزه بيگانه اند ... و تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بي بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلاب ها هستند
+ جنگِ ما ، جنگ حق و باطل بود و تمام شدني نيست. جنگ ما ، جنگ فقر و غنا بود ، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از .... ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 2:38  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
در سوگِ آنكه ما را آبرو بخشيد |
 |
| |
سالروز رحلت ستاره پرفروغ مستضعفان جهان ، خميني كبير (ره) بر تمام مظلومان ، مستضعفان و پابرهنگان جهان و فرزندان مكتبش تسليت باد.
درد ما در هجر رهبر ، كمتر از يعقوب نيست او پسر گم كرده بود و ما پدر گم كردهايم
(دوبيتي از : مولانا كوثر نيازي)
+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 2:13  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
علي(ع) و خيانتكار |
 |
| |
علي اينگونه عقوبت مي كند!! ابن هَرَمَه نماينده علي (ع) در بازار اهواز خيانتي مي كند و امام پيش از فرماندار منطقه از خيانت او باخبر مي شود و به فرماندار خود چنين مي نويسد : همينكه نامه مرا خواندي ، بلافاصله ابن هَرَمَه را از كار بركنار كن و آبرويش را بريز و او را آنگونه كه هست ، نه آنگونه كه نشان داده و باور كرده ايم به مردم بشناسان و به زندانش افكن و به همه جا ماجرا را بنويس و اعلان كن كه علي اينگونه عقوبت مي كند. مبادا در مجازاتش كوتاهي شود كه تو هم نزد خدا خوار مي گردي و من تو را هم به زشت ترين شكل از كار بركنار مي كنم و خدا آنروز را نياورد. و چون روز پر ازدحام جمعه رسيد ، او را به بازار در آور و بگردان و هر كسي حقي بر او داشت حقش را از مال او بردار و او را در انظار شلاق بزن و به زندان برگردان. در زندان هم او را با ديگران به هواخوري نبرند و نگذار ملاقاتي داشته باشد. مبادا ديگران راه پاسخگويي به محكمه را به او بياموزند(نگذار وكيل استخدام كند). - و اگر دانستي كسي چيزي به او آموخته و او را اميدوار ساخته او را هم تازيانه بزن و زنداني كن تا توبه كند - و پس از سي روز ، او را از سياه چال زندان بيرون آور و اگر از مردنش نمي ترسي 35 تازيانه ديگر هم بر او بزن و حقوقش را قطع كن و به من بنويس با او چه كردي و چه كسي را نمايندهء بازار ما گذاشتي؟
حاشيه : و حالا گذشته ها گذشته ، و فقط اسم جمهوري كافيست!!
*** رونوشت : قوه محترم قضائيه و ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي جهت پشت گوش انداختن
+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 2:1  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
چند نفر از رئيس انتقاد کردند؟ |
 |
| |
در يكي از سفرهاي استاني رئيس جمهور و در يكي از نشست هاي تخصصي كه با حضور وزير مربوطه انجام شد بعد از جلسه ، يك نفر مأمور بود آمار كساني كه از آقاي رئيس انتقاد كردند را بيرون بياورد. آن یک نفر پرسيد: كسي كه از رئيس انتقاد نكرد: و من گفتم نه!! لبخند روي لبانش شكوفه بست!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 16:21  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
 |
تقابل با امام زمان(عج)!! |
 |
| |
بي مروتها (كوفيان را مي گويم) ، با فرستادن بیش از ده هزار نامه براي امام زمان خويش ايشان را به جنگ با يزيد و يزيديان فرخواندند و آمادگي خود را براي مجاهدت در ركابش اعلام نمودند اما ... اما امام كه آمد انگار كسي در كوفه او را نمي شناخت ، كدام نامه؟ كدام دعوت؟ كدام آمادگي؟! با آنهمه ادعا نه تنها امام خويش را ياري نكردند بلكه....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 16:4  توسط piadenezam
|
|
 |
| |
|